۱۳۹۱ خرداد ۱۱, پنجشنبه

استرس



 


زنه شوهرشو میبره دکتر، دکتر به زنه میگه: خانم، نباید هیچ استرسی به شوهرتون وارد بشه. باید خوب غذا بخوره، هرچی که می خواد براش فراهم بشه و برای 1 سال هیچ بحث و دعوایی سر هیچ موضوعی حتی سر طلا و سکه و ماشین و خونه هم نباید با هم داشته باشین.
تو راه برگشت مرده میپرسه: خانم دکتر چی گفت؟
زنه میگه: هیچی، گفت تو هیچ شانسی برای زنده موندن نداری!

۱۳۹۱ خرداد ۸, دوشنبه

ملیت آدم و حوا:

یه انگلیسی، یه فرانسوی و یه ایرانی داشتن به زندگی آدم و حوا توی بهشت نیگا میکردن. انگلیسیه میگه: چه سکوتی، چه احترامی! مطمئنم که اینا انگلیسیند!
فرانسویه میگه: اینا هم لختن، هم زیبا و هم رفتار عاشقانه ای دارند! حتماً فرانسویند!
ایرانیه میگه: نه لباسی، نه خونه ای! فقط یک سیب برای خوردن! تازه، فکر هم میکنن توی بهشتن! صد در صد ایرانیند!

۱۳۹۱ خرداد ۳, چهارشنبه

اگر تونستی بخونی!


يه جمله ميخوام بنويسم، از اون جمله ها كه زير كرسي تو زمستون ميگفتن و بچه هارو ميذاشتن سر كار : " انباردارا ارزن آمد گندم گونى نخود آمد ماش فرستاديم گندمش ده كه برنج آمد. " اولش يكم زور بزنين ببينين ميتونين بفهمين معني جمله رو، بعدش داستان اين جمله رو بخونين در ادامه؛ "انباردارا: اي انباردار؛ ارزن آمد: اگر زنى‌ آمد؛ گندم گونى: كه گندم گون بود؛ نخود آمد: خودش نيامده؛ ماش فرستاديم: ما او را فرستاديم؛ گندمش ده: به او گندم بده؛ كه برنج آمد: كه با رنج و مشقت آمده." حالا اگه فكر كردين خيلي زرنگ بودين   اين جمله رو بخونين ببينم؛ "زان خال چون عدس من تنها نخود برنجم كو آن كسى كه چون ماش مايل به‌ آن عدس نيست "


از کجا بدونم منو واسه خودم دوست داری؟

به هزار اميد از خانمم می پرسم
از کجا بدونم منو واسه خودم دوست داری؟
برگشته ميگه:
قيافه و هيکل که نداری
بچه مايه دارم که نبودی
اخلاقتم که گند دماغه
به جز خودت چيزی واسه دوست داشتن نمی مونه عزيز دلم !

۱۳۹۱ خرداد ۱, دوشنبه

اينجا ايران است!


 
اينجا ايران است! اين که شما در خانه چه برنامه‌اى می‌بينيد به ما مربوط است، اينکه در خيابان چه مي‌پوشيد به ما مربوط است، آنچه می‌نوشيد و آنچه می‌گوييد به ما مربوط است! با چه کسى بيرون ميرويد به‌ ما مربوط است، چه دينى داريد و چگونه آرايش ميکنيد به ما مربوط است؛ اما امنيت، وضع معيشت، قدرت خريد، کيفيت تحصيل، آينده فرزندانتان، تفريح جوانانتان، امنيت راه‌ها، مشکل مسکن و بقيه موارد به ما مربوط نيست، مشکل خودتان است.



اينجا ايران است! کشوری که مردم اش بجای حل مشکلاتشان سعی می کنند به بهترین شکل خود را با آن تطبیق دهند...!

اينجا ايران است! کشوری که مردم اش بجای حل مشکلاتشان سعی می کنند به بهترین شکل خود را با آن تطبیق دهند...!


اينجا ايران است که در آن ، مردان برای ابراز عشق به جای گفتن: "دوستت دارم"، می گویند: " خونه خالی دارم!
  

اينجا ايران است و كسي كه آب روي كسي بپاشد زودتر از كسي كه اسيد بپاشد دستگير مي شود

اينجا ايران است! مجلس طرح دو فوریتی نجات دریاچه ارومیه را رد می کنه!
اما طرح عفاف و حجاب با ۱۹۰ رای تصویب میشه!

دریاچه ارومیه خشک شد یه خبر تو صدا و سیما نگفتن حالا امروز میگه 25 فلامینگو در جنوب فرانسه یخ زد.
تو شبکه 3 برنامه راهپیمایی روبروی دانشگاه شریف بود به یارو گفت نظرت راجع به حضور پرشور مردم چیه؟ گفت خیلی عالیه مارو از کرمانشاه آوردن اینجا تا مشت محکمی به دهن استکبار بزنیم ....؟؟؟!!!! گزارشگر لکنت زبون گرفت بي نوا



به بچه كوچيک همسايمون ميگم 22 بهمن چه روزيه؟ ميگه حمله جمهوری اسلامی به ايران


یعنی ما ایرانیا آدمهای عجیبی هستیم

از 2سال پیش که زدن کلی ها رو کشتن تا به الان که دلار شد 1700 و سکه 700 تومن و گرونی بیداد میکنه توی خونه نشتیم و فقط باد توی قبقبمون میندازیم 4 تا فحش میدیم بعد پیش خودمون فکر میکنیم چه مبارزه ای هم داریم باهاشون میکنیم!!

اما حالا که شایعه قحطی و جنگ هست همچین پاشدیم رفتیم غیورمردانه و به صورت کاملا خودجوش تمام فروشگاه ها رو خالی کردیم
خوب  اگه همینجور که نگران شیکممون هستیم نگران کشور و آینده مون هم بودیم الان ایران داشت واسه دنیا گیرین کارت قرعه کشی میکرد!

وزارت امور خارجه

داشتم فکر میکردم ... ما وزارت امور خارجه واسه چی میخوایم ؟! ! ما که فقط با خودمون در ارتباطیم 

ستمکار ترين رهبر

پريشب يکی رو ديوار با اسپری رنگ نوشته بود:

ديشب بسيجیيا روش رنگ زدن نوشتن مرگ بر منافق

"ستمکار ترين رهبر، رهبريست که ظلم خود را دادگری بداند. (امام علی)"

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۲, جمعه

فرمايشات امام خميني



 
رياضي:
 
"شما ياوه گويان با زندگاني معنوي و سعادت اجتماعي يك گروه انبوه صدها هزار ميليون نفري بازي ميكنيد."
 
كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفح ه 74
 
* صد هزار ميليون ميشود صد ميليارد نفر،  صدها هزار ميليون را خودتون حساب كنيد. جمعيت جهان چند نفره؟
 
 
"ميليونها ميليون سلاطين و بزرگان و فلاسفه در عالم آمدند."
كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 176
 
 
"اسلام ميليونها حكم دارد."
كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 55
 
 
فلسفه:
 
"فيثاغورث حكيم در زمان سليمان بود و حكمت را از او اخذ كرد."
كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 32
 
 
* فيثاغورث در قرن پنجم پيش از ميلاد در يونان زندگي ميكرد و حضرت سليمان در قرن 10 قبل از ميلاد در اورشليم زندگي ميكرد. بين اين دو نفر پنج قرن اختلاف هست.
 
"انبذقلس فيلسوف بزرگ در زمان داوود نبي بود و حكمت را از او و از لقمان حكيم اتخاذ كرد."
كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 33
 
*انبذقلس - Empedocles -  فيلسوف بزرگ يوناني در قرن پنجم پيش از ميلاد و حضرت داوود در قرن دهم پيش از ميلاد زندگي ميكردند.
 
" از حكما و فلاسفه بزرگ ديگر اسكندر است"
كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 35
 
!!!
 
تاريخ:
 
"اين موضوع مربوط به امروز و ديروز نيست. دو هزار سال است كه آمريكا ما را استعمار كرده است"
ديدار با دانشجويان خط امام پس از گروگانگيري اعضاي سفارت آمريكا، جماران، 19 آبان 1358
 
 
پزشكي:
 
"امروز بر دكترهاي كشور ثابت شده كه براي علاج ناخوشيهايي مثل تيفوس و تيفوئيد (حصبه) چاره اي جز عمل كردن به طبق دستورات يوناني نيست و علاجهاي اروپايي نميتوانند كاري به اينگونه مرضها بكنند"
كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 280
 
* فيثاغورث در قرن پنجم پيش از ميلاد در يونان زندگي ميكرد و حضرت سليمان در قرن 10 قبل از ميلاد در اورشليم زندگي ميكرد. بين اين دو نفر پنج قرن اختلاف هست.
 
"انبذقلس فيلسوف بزرگ در زمان داوود نبي بود و حكمت را از او و از لقمان حكيم اتخاذ كرد."
كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 33
 
*انبذقلس - Empedocles -  فيلسوف بزرگ يوناني در قرن پنجم پيش از ميلاد و حضرت داوود در قرن دهم پيش از ميلاد زندگي ميكردند.
 
" از حكما و فلاسفه بزرگ ديگر اسكندر است"
كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 35
 
!!!
 
 
"يكي از راههاي ايجاد اختلاف در يك ملت وجود احزاب است... اساساً احزاب از اول براي اين درست شده اند كه مردم با هم متجمع نشوند. چون دولتها از اجتماع توده ها ميترسند احزاب سياسي را درست كرده اند."
 
 
 
اسلام سياسي يا غير سياسي؟
 
"روحاني نبايد كار ديگري غير از روحانيت يعني بسط توحيد و تقوي و پخش و تعليم قانون هاي آسماني و تهذيب اخلاق بپردازد"
كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 208
 
"اين را بدانيد كه تنها روحانيت ميتواند در اين مملكت كارها را از پيش ببرد. فكر نكنيد كه بخواهيد كنار بگذاريد روحانيت را"
ديدار با نمايندگان مجلس، جماران 6 خرداد 1360
 
 
دانشگاه كجاست؟
 
"ريشه تمام مصيبتهايي كه تاكنون براي بشر پيش آمده از دانشگاهها بوده است... همه مصيبتهايي كه در دنيا پيدا شده از متفكرين و متخصصين دانشگاهي است... اگر به اسلام علاقه داريد بدانيد كه خطر دانشگاه از خطر بمب خوشه اي بالاتر است"
ديدار با اعضاي دفتر تحكيم وحدت حوزه و دانشگاه، 27 آذر 1359
 
"ما هرچه ميكشيم از اين طبقه اي است كه ادعا ميكند دانشگاه رفته ايم و روشنفكريم و حقوقدانيم. هرچه ميكشيم از اينها است."
قم، 1 مرداد 1358
 
فرار مغزها:
 
"منافقين هي ميگويند مغزها دارند فرار ميكنند . به جهنم كه فرار ميكنند. اين دانشگاه رفته ها، اينها كه همه اش دم از علم و تمدن غرب ميزنند بگذاريد بروند. ما اين علم و دانش غرب را نميخواهيم . اگر شما هم ميدانيد كه اينجا جايتان نيست فرار كنيد. راهتان باز است."
جماران، 8 آبان 1358
 
صادرات انقلاب؟
 
"ما بايد به هر قيمت شده باشد انقلاب خودمان را به تمام ممالك اسلامي و تمام جهان صادر كنيم."
پيام به ملت، 22 بهمن 1358
 
"بايد در صدور انقلابمان به تمام جهان كوشش كنيم"
پيام نوروزي به ملت، اول فروردين 1359
 
پس از اعتراض کشورهاي جهان:
 
"ما قصد صدور انقلاب اسلامي را نداريم. اينها حرفهاي دشمنان اسلام است"
ديدار با مسئولان صدا و سيما، 16 مرداد 1361
 
جاسوسي؟
 
"هيچكس حق ندارد براي كشف جرم و گناه جاسوسي ديگران را بكند زيرا اين خلاف مقررات اسلام است."
ماده6 از فرمان8 ماده اي امام خميني به ملت، جماران، 1 مرداد 1361
 
"دانش آموزان بايد با كمال دقت اعمال و كردار دبيران و معلمين خود را زير نظر بگيرند و اگر خداي نكرده در يكي از آنها انحرافي ببينند بلافاصله به مقامات مسئول گزارش نمايند... اين كار را به صورت مخفي انجام دهند"
پيام به دانشجويان، دانش آموزان، استادان و دبيران، بازگشايي مدارس در سال تحصيلي 61-62 ، 1 مهر 1361
 
حكم مواد مخدر؟
 
"تعجب ميكنم كه اين دولت(شاه) چگونه فكر ميكند...در نظر دارند قاچاقچيان هروئين را اعدام كنند. اين موضوع نه تنها خلاف اسلام است.  خلاف انسانيت هم هست"
كتاب ولايت فقيه نوشته امام خميني، نجف 1355
 
"اينهايي كه مواد مخدر ميفروشند شرعاً مستوجب اعدامند و بايد بدون هيچ تاخيري اعدام شوند. هيچ ترحمي هم در مورد آنها جايز نيست"
30 ارديبهشت 1359
 
بني صدر كي بود ؟
   
 
"جناب آقاي بني صدر را همين مردم كوچه و بازار از پاريس آوردند اينجا و رئيس جمهور كردند، براي اينكه مردي مسلمان است، مومن است ، خدمتگزار است"
ديدار با استانداهاي كشور، جماران، 18 آذر 1359
 
"اين آدم از اول ادعا ميكرد كه مسلمان است و براي اسلام كار ميكند و كذا. من هم از اول فهميدم دروغ ميگويد "
ديدار با افسران و درجه داران، جماران، 3 شهريور 1360

هنر:
 
اوريانا  فالاچي در مصاحبه با امام خميني (متن كامل سخنراني در كتاب مصاحبه با تاريخ نوشته فالاچي- البته اگه كتاب رو تو دست دوم فروشي ها پيدا كردين)
 
"سوال: شما موسيقي را عامل فساد و شهوتراني دانسته ايد. ولي آيا آثار موسيقي كساني چون باخ و موتسارت و بتهون و وردي را نيز با اين همه معنويت آنها عامل فساد ميدانيد؟
 
امام خميني: من اينهايي را كه اسم برديد نميشناسم ولي اگر مارش جنگي ساخته باشند كارشان خوب است. در غير اينصورت كارشان قابل قبول نيست. "
 
سياست:
 
"اسلام به كاخ كرملين هم كشيده شده، به كاخ سفيد هم كشيده شده. به آمريكاي لاتين هم رفته. به افريقا هم رفته، به مصر هم رفته. ملزم كرده است همه آنها را كه از اسلام اطاعت كنند. "
ديدار با رئيس جمهور و مقامات كشور، جماران، 18 مرداد 1363

۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۹, سه‌شنبه

مستان

یک روز مردی قصد سفر کرد، دختر مجردی هم داشت که امکان بردن وی نبود، با خودش گفت دخترم را نزد امین مردم شهر می برم و بعد عازم سفر خواهم شد. دختر را نزد شیخ برد و ماجرا را برایش توضیح داد و شیخ هم قبول کرد. شب شد و دختر دید شیخ هوس شوم به سرش برده است، دختر با زحمت فراوان توانست فرار کند، هوا خیلی سرد بود، دختر بعد از فرار هیچ لباس گرمی بر تن نداشت، در راه دید که چند نفر، گرد آتش جمع شده اند و مستانه مشغول نوشیدن شراب هستند، با خودش گفت آن امین مردم بود و قصد شوم کرده بود، مستان که جای خود دارند. یکی از آنها دختر را دید و به دوستانش گفت: که سرشان را به زیر بیندازند، در بین این صحبت ها دختر از شدت خستگی و سرما از حال رفت، یکی از آن ها دختر را به آغوش گرفت و در کنار آتش قرار داد تا گرمش شود، مدتی بعد دختر بهوش آمد دید که سالم و گرم است و آنها هم کاری به او ندارند، در آن لحظه گفت: یک پیک هم مرا مهمان کنید و بعد از آن این شعر را سرود:

از قضا روزی اگر حاکم این شهر شدم
خون صد شیخ به یک مست فدا خواهم کرد
ترک تسبیح و دعا خواهم کرد
وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد
تا نگویند که مستان ز خدا بی خبرند

۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۴, پنجشنبه

تقديم به بچه هاي نسل سياه . سفيد



ما
 بچه های کارتون های سیاه و سفید بودیم 
کارتونهایی که بچه یتیم ها قهرمانهایش بودند
ما پولهایمان را می ریختیم توی قلک های نارنجکی و می فرستادیم جبهه  
دهه های فجر مدرسه هایمان را تزئین می کردیم 
توی روزنامه دیواری هایمان امام را دوست داشتیم 
آدمهای لباس سبز ریش بلند قهرمان هایمان بودند 
آنروزها هیچکدامشان شکمهای قلمبه نداشتند 
و عراقی های شکم قلمبه را که می کشتند توی سینما برایشان سوت می زدیم  
شهید که می آوردند زار زار گریه می کردیم 
اسرا که برگشتند شاد شاد خندیدیم 

ما از آژیر قرمز می ترسیدیم 
ما به شیشه خانه هایمان نوار چسب می زدیم از ترس شکستن دیوار صوتی 
ما توی زیر زمین می خوابیدیم از ترس موشک های صدام  
ما چیپس نداشتیم که بخوریم  
حتی آتاری نداشتیم که بازی کنیم 
ما ویدیو نداشتیم 
ما ماهواره نداشتیم  
ما را رستوران نمی بردند که بدانیم جوجه کباب چه شکلی است  
ما خیلی قانع بودیم به خدا   
۰
صحنه دارترین تصاویر عمرمان عکس خانم های مینی ژوب پوشیده بود توی مجله های قدیمی 
یا زنانی که موهایشان باز بود توی کتاب های آموزش A.B.C.D   
زنهای فیلمهای تلوزیون ما توی خواب هم روسری سرشان می کردند 
حتی توی کتابهای علوممان هم با حجاب بودند
ما فکر می کردیم بابا مامان هایمان ما را با دعا کردن به دنیا آورده اند   
عاشق که می شدیم رویا می بافتیم 
موبایل نداشتیم که اس ام اس بدهیم 
جرات نداشتیم شماره بدهیم مبادا گوشی را بابا هایمان بردارند 
ما خودمان خودمان را شناختیم 
بدنمان را 
جنسیتمان را یواشکی و در گوشی آموختیم 
هیچکس یادمان نداد

و حالا گیر افتاده ایم بین دو نسل 
نسلی که عشق و حال هایشان را توی شهر نو ها و کاباره های لاله زار کرده بودند  
و نسلی که دارد با فارسی وان و من و تو و ایکس باکس و فیس بوک بزرگ می شوند  
و هیچکدامشان مارا نمی شناسند و نمی فهمند











پيراهن قرمز


يه كشتي داشت رو دريا مي‌رفت، ناخداي كشتي يهو از دور يه كشتي دزداي درياي رو ديد. سريع به خدمه‌اش گفت: براي نبرد آماده بشين، ضمنا اون پيراهن قرمز من رو هم بيارين. خلاصه پيراهنه رو تنش كرد و درگيري شروع شد و دزداي دريايي شكست خوردن! 

كشتي همينطوري راهشو ادامه مي‌داد كه دوباره رسيدن به يه سري دزد دريايي ديگه! باز دوباره ناخدا گفت واسه جنگ آماده بشينو اون پيراهن قرمز منم بيارين تنم كنم!! خلاصه، زدن دخل اين يكي دزدا رو هم آوردن و باز به راهشون ادامه دادن. 

يكي از ملوانا كه كنجكاو شده بود از ناخدا پرسيد: ناخدا، چرا هر دفعه كه جنگ مي‌شه پيراهن قرمزتو مي‌پوشي؟ ناخدا مي‌گه: خوب براي اينكه توي نبرد وقتي زخمي مي‌شم، پيراهن قرمزم نمي‌ذاره خدمه زخماي منو و خونريزيمو ببينن در نتيجه روحيه‌شون حفظ مي‌شه و جنگ رو مي‌بريم. 
خلاصه، همينطوري كه داشتن مي‌رفتن، يهو 10 تا كشتي خيلي بزرگ دزداي دريايي رو كه كلي توپ و تفنگ و موشك و تير كمون و اكليل سرنج و از اين چيزا داشتن مي‌بينن. ناخداهه كه مي‌بينه اين دفعه كار يه كم مشكله، داد مي‌زنه: خدمه سريع براي نبرد آماده بشين ضمنا پيراهنقرمز منو با شلوار قهوه‌ايم بيارين!! 

۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳, چهارشنبه

بی‌دینان ژاپنی !




بعد از آنکه خواندیم که چطور وقتی برق شهر قطع شد مردم داخل سوپر مارکتها و فروشگاههای بزرگ به آرامی و در تاریکی همه چیزهایی را که در سبد خریدشان قرار داده بودند سر جایشان برگرداندند و به آرامی از فروشگاهها خارج شدند.

چیزی نگذشت که تمیزی و نظم کمپهای مردم سیلزده که توی ورزشگاههای شهر بنا شده بود توجه همه را جلب کرد ، بعد دیدیم که مسئولان شهر جلوی مردم سجده میکنند و معذرت میخواهند بخاطر اینکه سونامی شده و ما نتوانستیم بهتر از این از شما مراقبت کنیم.

چیزی نگذشت که عکس مدارس صحرایی شهر فوکوشیما منتشر شد ! با نهایت شرمندگی سالن ورزشی رو پارتیشن زده بودند و بصورت کلاسهای مجزا با حداکثر 
۱۵ دانش آموز در آورده بودند . نکته اش هم اینکه همه کلاسها یه ال سی دی ۳۲ اینچی داشت. وزیر آموش و پرورششان هم توی رسانه ها ضمن کلی عذر خواهی قول داد که بزودی حداقل امکانات را برای دانش آموزان مهیا خواهد کرد. یعنی این چیزها را تازه زیر حداقل میدانند! محاسبه کنید حداکثر را.

چند روز قبل هم مطلع شدیم که پیرمردهای ژاپنی سپاه مهندسین پیر تشکیل داده اند و داوطلب اینکه بروند فوکوشیما و در مهار نیروگاه کمک کنند تا جوانترها در معرض تشعشعات نیروگاه و مرگ قرار نگیرند! چرا؟ چون نسبت به جوانها کمتر از عمرشان باقی مانده و اثرات ناگوار رادیواکتیو زمان کمتری در کشورشان باقی خواهد ماند و خودشان هم زمان کمتری رنج و دردش را تحمل خواهند کرد! همینقدر منطقی و بشر دوستانه.

حالا هم که این خبر پایین در آمده که بزرگواری میفرمایید و میخوانید:


بازگرداندن میلیاردها ین پس از سونامی:

بگزارش خبرگزاری آلمان، مردم ژاپن، که در ماههای گذشته، بحران سیل ، سونامی و نشت مواد رادیواکتیو را پشت سر گذاشته‌اند، بیش از سه و نیم میلیارد ین ( بیش از 
۴۵ میلیون دلار) پول را که در مناطق سیل زده یافته اند به دولت بازگردانده اند.

همچنین 
۵۷۰۰ گاوصندوق پیدا شده پس از سیل که حاوی بیش از دو میلیارد ین بوده، به دولت داده شده است.

سخنگوی پلیس ژاپن اعلام کرد مردم و داوطلبان همچنان کیف پولهای پیدا شده را تحویل میدهند و تا کنون 
۹۶ درصد مبالغ پیدا شده، به صاحبانشان بازگردانده شده است.

زلزله و سونامی در ژاپن که در ماه مارس رخ داد، دستکم 
۲۰ هزار کشته و هزاران نفر بیخانمان برجا گذاشت.
اونوقت فکرشو بکنید خدا ما رو ببره بهشت، اینا رو ببره جهنم 

و 
نکته جالب اینجاست که بدونید در فرهنگ ژاپنی مفهمومی بنام "گناه" وجود نداره... و اصلا" مردم با این مفهموم هیچ آشنایی ندارن... تنها مفهوم بازدارنده در اونجا، "شرمندگی" است. واسه همینه که کسی که درست کارش و انجام نمیده و پیش مردم شرمنده میشه، حتی ممکنه که دست به خودکشی بزنه، چون دیگه چیزی برای از دست دادن نداره... "شرمندگی" مفهوم زمینی و "گناه" مفهوم آسمانی است. "شرمندگی" بین شخص و اطرافیانش اتفاق میفته، اطرافیانی که شخص همیشه اونها رو میبینه، ولی "گناه" بین شخص و خدایی هست که هیچ وقت بشر اون رو ندیده و نخواهد دید.... و نتیجه این 2 باور رو ببینید!